يه ليوان دلستر ليموئي مي ريزم ( نوشيدني مورد علاقم) . مي شينم پاي كامپيوتر و ميرم سراغ آهنگهاي فرهاد . " تو فكر يك سقفم ". صفحه word رو باز مي كنم و نگاهش مي كنم . دنبال چيزي براي نوشتن مي گردم . نه توي صفحه سفيد توي ذهن آشفته ام . كلمه ها ازم فرار مي كنن. يعني فرار نمي كنن يه جورائي وزن دارند ، سنگينند ، نمي تونم كنار هم بچينمشون . راستش نمي خوام بي دليل بكارشون ببرم . ليوانو ميگيرم دستم ميرم تو بالكن . به ! چه چشم اندازي ! تا چشم كار ميكنه ساختمون و ديوار و پنجره و آهن و اسارت و چه نوائي ! بوق و لاستيك ماشين . آخ كه چقدر با سقف ايده آل خياليم با اون چشم انداز سبز و نواي پرنده و صداي آبش فاصله داره . هنوزم " تو فكر يك سقفم " . اشتباه نكن ! زير اين سقف با تو از گل از شب و ستاره نميگم . از تو و از خواستن تو ميگم و دوباره ميگم ... براي نميدونم چند هزارمين بار نورتون پيغام ميده كه زمان ريجيسترش تموم شده و بايد باز ريجستر بشه . بيخيال آقاي نورتون باشه واسه بعد . از تو مهمتر هزار تا كار ديگه عقب افتاده . آخ ! آخ ! تا يادم نرفته كارامو بنويسم :
1- عكاسي پر2- تمديد گذرنامه 3- چاي ساز تفال 4- كتاب " گوسفند نباشيم " 5- كادو ندا 6- ثبت نام يوگا 7 – نقشه تندرستي 8- ليزر 9- آش سيد مهدي10- امپراتريس 11- آچار 21 و رينگ 12- كيك توت فرنگي هانس 13- باتري لپ تاپ 14- تعمير صندل 15 – يه شب با مامانم ...
حالا اگه يك روز بيشتر وقت نداشته باشم تا مرگ . كدوم كارم در اولويته ؟ اين سوال رو هميشه ميپرسم و در جواب قطعا لينك ميشم به مامان و بابا . عزيزترينهائي كه هميشه در زمان گمشون ميكنم ... اين بار هم خوب يه كيك توت فرنگي ميخرم و سريع ميرم پيش مامانم . طفلكي مامان هميشه از اشتهاي سيري ناپذير من به كيك شاكي بوده . اين دم آخري هم بايد حرصش بدم !
راستي چرا تازگيها اينقدر فكر مرگ مياد سراغم ؟ من براي همه چيز عجله كردم . زودتر از موعد بدنيا اومدم . زودتر از وقت بلوغ شدم . قبل از همه دوستام به بلوغ فكري رسيدم . اولين آي دي كه در ياهو ساختم سال 1998 يادمه " فرتوت " بود . همون زمان كه دختراي هم سن و سال من Hot girl يا Dokhtare vahshi يا چه ميدونم مثلا " نازك ملوس " ميساختن ! اصلا همينكه افرا و چند نفر ديگه بهم بگن اوستا و باهام صلاح مشورت كنن ، احساس ريش سفيدي بهم دست ميده ديگه . خوب وقتي امير 26 ساله به من ميگه مامان مريم ، آره ديگه كم كم بايد رخت سفر بست ...
صفحه word ديگه سفيد نيست ! كلمه ها روش نشستن . مگه قرار نبود بي دليل به كارشون نبرم ؟ صفحه word رو آبي مي كنم و كلمه ها رو آبي تر. اينجوري بهتره .